خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که از احساسات شاعر درباره عشق، ناامیدی، رنج و رقابت سخن میگوید. در آن از تشبیهات و استعارههای زیبا مانند «سرو نازنین» و «خون ریزیش از کمین برخاست» استفاده شده است.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای ادبی و زبان شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۷۶ - چو دل فتاد ز پا، غمزهاش ز کین برخاست
چو دل فتاد ز پا، غمزهاش ز کین برخاست
چو زخم خورده که خون ریزیش از کمین برخاست ۱
ز ناامیدی هم صحبتان او خجلم
که از نشستنم آن سرو نازنین برخاست ۲
به خواب اگر نه شهیدی گرفت دامانش
چرا ز خوابگه ناز شرمگین برخاست ۳
رقیب از نگه دور دوست، شادم یافت
به غایتی، که ز پهلوی او غمین برخاست ۴
چنان شکفته برآمد به دار، میلی زار
که از نظارگیان بانگ آفرین برخاست ۵
چو زخم خورده که خون ریزیش از کمین برخاست ۱
ز ناامیدی هم صحبتان او خجلم
که از نشستنم آن سرو نازنین برخاست ۲
به خواب اگر نه شهیدی گرفت دامانش
چرا ز خوابگه ناز شرمگین برخاست ۳
رقیب از نگه دور دوست، شادم یافت
به غایتی، که ز پهلوی او غمین برخاست ۴
چنان شکفته برآمد به دار، میلی زار
که از نظارگیان بانگ آفرین برخاست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۵ - پروانه گر ز خلق نهان درد و داغ داشت
گوهر بعدی:شماره ۷۷ - گذشت دور گل و یار سوی باغ نرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.