خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از ناامیدی و تنهایی خود میگوید. او احساس میکند که طبیعت و اطرافیانش نیز او را درک نمیکنند. حتی یارش نیز از حال او بیخبر است و دیگران به جای همراهی، به او میخندند. شاعر از بخت بد خود ناامید شده و آرزویی در دل ندارد. او در دوستی نیز شکست خورده و تنها به این دلیل به کسی نزدیک شده که فکر میکرده آن شخص جنگجو نیست.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی مانند ناامیدی، تنهایی و شکست عاطفی است که درک آنها برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است تأثیر منفی بر روحیه آنها بگذارد.
شماره ۷۲ - چمن کز گل و غنچه بویی نداشت
چمن کز گل و غنچه بویی نداشت
سرو برگ جام و سبویی نداشت ۱
ازان حال من دوش پرسید یار
که با دیگری گفتوگویی نداشت ۲
حریفی که بر گریهام خنده زد
سر و کار با تندخویی نداشت ۳
به همراهیام غیر در کوی یار
نیامد، مگر آبرویی نداشت ۴
چنان بودم از بخت خود ناامید
که هرگز دلم آرزویی نداشت ۵
در دوستی کوفت میلی، مگر
که اندیشه از جنگجویی نداشت ۶
سرو برگ جام و سبویی نداشت ۱
ازان حال من دوش پرسید یار
که با دیگری گفتوگویی نداشت ۲
حریفی که بر گریهام خنده زد
سر و کار با تندخویی نداشت ۳
به همراهیام غیر در کوی یار
نیامد، مگر آبرویی نداشت ۴
چنان بودم از بخت خود ناامید
که هرگز دلم آرزویی نداشت ۵
در دوستی کوفت میلی، مگر
که اندیشه از جنگجویی نداشت ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۱ - کجا نظر به من آن شوخ خشمگین نظر انداخت؟
گوهر بعدی:شماره ۷۳ - گلگون قبای من که بر ابرش برآمدست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.