خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از جدایی و دوری معشوق شکایت میکند و امید به دیدار دوباره دارد. او از درد فراق و انتظار مینالد و احساس میکند که مرگ از شدت انتظار نزدیک است. با این حال، گاهی امید به آمدن معشوق در او زنده میشود.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشارههایی به مرگ و اندوه وجود دارد که مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۳۸ - ز من جدایی آن گلعذار نزدیک است
ز من جدایی آن گلعذار نزدیک است
خجالت دل امیدوار نزدیک است ۱
دلم ز وصل تسلی نمیشود امروز
اگر غلط نکنم، هجر یار نزدیک است ۲
ز من گذشته و از جذبه محبت من
عنان کشیدن آن شهسوار نزدیک است ۳
زمان زمان شود افزون امید آمدنش
اگرچه مردنم از انتظار نزدیک است ۴
ز تاب باده چو ساغر به روی غیر مخند
که باز گریه بی اختیار نزدیک است ۵
به وقت مردن ازان دست و پا زند میلی
که بحر زندگیاش را کنار نزدیک است ۶
خجالت دل امیدوار نزدیک است ۱
دلم ز وصل تسلی نمیشود امروز
اگر غلط نکنم، هجر یار نزدیک است ۲
ز من گذشته و از جذبه محبت من
عنان کشیدن آن شهسوار نزدیک است ۳
زمان زمان شود افزون امید آمدنش
اگرچه مردنم از انتظار نزدیک است ۴
ز تاب باده چو ساغر به روی غیر مخند
که باز گریه بی اختیار نزدیک است ۵
به وقت مردن ازان دست و پا زند میلی
که بحر زندگیاش را کنار نزدیک است ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷ - دامان ناز برزد وتیغ جفا گرفت
گوهر بعدی:شماره ۳۹ - چنین که با تو مرا تاب آشنایی نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.