خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد عشق و حسرت محفل از دست رفته مینالد. او از تنهایی و بیکسی میگوید و آرزو میکند که کسی جز سگ معشوق، درد دلش را نشنود. شاعر از تاریکی و محنت زندگی خود سخن میگوید و از مرگ به عنوان راه رهایی استقبال میکند. همچنین، او نگران است که مردم به اشتباه او را قاتل معشوق بدانند.
متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی مانند عشق ناکام، حسرت، تمایل به مرگ و تنهایی است که درک آنها برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند مرگ و قتل نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۴ - خوشم کآتش زد امشب آه حسرت محفل ما را
خوشم کآتش زد امشب آه حسرت محفل ما را
اجل شاید به این تقریب یابد منزل ما را ۱
حدیث عشق ما را ناکسی تا نشنود، خواهم
کسی غیر از سگ او نشنود درد دل ما را ۲
تامل چیست، برکش تیغ و قتل ما غریبان کن
که چندین آخراندیشی نباید بسمل ما را ۳
چنان شد تیره، محنت خانه ام از دود آه امشب
که کرد از چشم تر پنهان، چراغ محفل ما را ۴
نخواهم هیچ کس داند که ناحق کشت میلی را
که ترسم بی وفا گویند ترک قاتل ما را ۵
اجل شاید به این تقریب یابد منزل ما را ۱
حدیث عشق ما را ناکسی تا نشنود، خواهم
کسی غیر از سگ او نشنود درد دل ما را ۲
تامل چیست، برکش تیغ و قتل ما غریبان کن
که چندین آخراندیشی نباید بسمل ما را ۳
چنان شد تیره، محنت خانه ام از دود آه امشب
که کرد از چشم تر پنهان، چراغ محفل ما را ۴
نخواهم هیچ کس داند که ناحق کشت میلی را
که ترسم بی وفا گویند ترک قاتل ما را ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳ - خوش آنکه بپرسی دل دیوانه ما را
گوهر بعدی:شماره ۲۵ - منم و دل خرابی، به تو می سپارم او را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.