خلاصه و ردهبندی سنی
12+
متن درباره مردی است که توسط عسس (مامور نگهبان) به زمین زده میشود. عسس به او میگوید بلند شود و همراه او به دیوان سرا برود. مرد پاسخ میدهد که اگر توانایی راه رفتن داشت، خودش به سوی مقصودش میرفت و در میانه راه زمین نمیخورد و به خانهاش بازمیگشت.
متن دارای مفاهیم نسبتاً پیچیده و نیازمند درک ادبیات کلاسیک است که برای کودکان کمسن ممکن است قابل درک نباشد. همچنین، موضوع آن شامل تعامل اجتماعی و نقد وضعیت جامعه است که برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
شمارهٔ ۶۴ - حکایت
دید مردی را عسس غلتان به خاک
نی ز خلق و نی زر سوائیش باک ۱
زد بدو پائی که بر خیز و بیا
همره من جاقب دیوان سرا ۲
گفت اگر من پای رفتن داشتم
در ره مقصود خود بگذاشتم ۳
کی چنین در نیمهٔ ره خفتمی
رو به سوی خانهٔ خود رفتمی ۴
نی ز خلق و نی زر سوائیش باک ۱
زد بدو پائی که بر خیز و بیا
همره من جاقب دیوان سرا ۲
گفت اگر من پای رفتن داشتم
در ره مقصود خود بگذاشتم ۳
کی چنین در نیمهٔ ره خفتمی
رو به سوی خانهٔ خود رفتمی ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۶۳ - حکایت
گوهر بعدی:شمارهٔ ۶۵ - حکایت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.