خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و غم ناشی از آن سخن میگوید، همچنین به مفاهیمی مانند تقدیر، معرفت و تأثیر عشق بر انسان اشاره دارد. شاعر از مستی و چالاکی چشم معشوق و غم عشق میگوید و به انسان هشدار میدهد که از خود غافل نشود و معرفت را پیشه کند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند مستی و غم نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.
شماره ۴۰۲ - چشم مستت همه مردم کشد از بی باکی
چشم مستت همه مردم کشد از بی باکی
ایعجب مست که دیده است بدین چالاکی ۱
خو از آن کرد دلم با غم عشقت که ندید
عشرتی در دو جهان خوشتر از این غمناکی ۲
نه همین تیره گی از بخت من آموخته شام
کز من آموخته هم صبح گریبان چاکی ۳
فلک عربده جو رام شود انسان را
غافل از خود مشو ای طرفه طلسم خاکی ۴
معرفت پیشه کن ای آنکه مقامی خواهی
که بجایی نرسد مرد ز بی ادراکی ۵
دامنی در کفش البته فتد همچو صغیر
هر که در عشق نهد گام بدامن پاکی ۶
ایعجب مست که دیده است بدین چالاکی ۱
خو از آن کرد دلم با غم عشقت که ندید
عشرتی در دو جهان خوشتر از این غمناکی ۲
نه همین تیره گی از بخت من آموخته شام
کز من آموخته هم صبح گریبان چاکی ۳
فلک عربده جو رام شود انسان را
غافل از خود مشو ای طرفه طلسم خاکی ۴
معرفت پیشه کن ای آنکه مقامی خواهی
که بجایی نرسد مرد ز بی ادراکی ۵
دامنی در کفش البته فتد همچو صغیر
هر که در عشق نهد گام بدامن پاکی ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۱ - چو کسی بعذرخواهی نرود ز بی گناهی
گوهر بعدی:شماره ۴۰۳ - چشم تو مینماید چون آهوی تتاری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.