خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر عشق عمیق و ایثارگرانه شاعر به معشوق است. شاعر از زیباییهای معشوق، از جمله چشمان نافذ، خال و خط مشکی، و شیرینی کلامش سخن میگوید. همچنین، او از رنجهای عشق و دلشکستگی مینالد، اما در نهایت، عشق به معشوق را بالاتر از هر مذهب و آیینی میداند و وجود خود را سرشار از عشق معشوق میبیند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آنها برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق ایثارگرانه و رابطه عاشقانه ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۳۸۸ - خواهی ارجا به لب آب روان بگزینی
خواهی ارجا به لب آب روان بگزینی
آن به ای سرو که بر دیدهٔ من بنشینی ۱
سخن تلخ شنیدن ز دهانت عجب است
که تو پا تا بسر ایجان چو شکر شیرینی ۲
آفت جان و تن از غمزهٔ چشم بیمار
رهزن دین و دل از خال و خط مشگینی ۳
من تو را عاشق جانبازتر از فرهادم
تو مرا دلبر طنازتر از شیرینی ۴
با چنین شیوهٔ عاشق کشی و دل شکنی
عجب اینست که آرام دل مسکینی ۵
فارغم با تو ز هر مذهب و کیش و آئین
تو مرا مذهب و کیشی تو مرا آئینی ۶
آنچنان عشق تو پر کرده وجودم که اگر
در من ای جان جهان در نگری خودبینی ۷
به صغیر آنچه رواخواه شوی حکم تراست
ز وفا یا ز جفا هر روشی بگزینی ۸
آن به ای سرو که بر دیدهٔ من بنشینی ۱
سخن تلخ شنیدن ز دهانت عجب است
که تو پا تا بسر ایجان چو شکر شیرینی ۲
آفت جان و تن از غمزهٔ چشم بیمار
رهزن دین و دل از خال و خط مشگینی ۳
من تو را عاشق جانبازتر از فرهادم
تو مرا دلبر طنازتر از شیرینی ۴
با چنین شیوهٔ عاشق کشی و دل شکنی
عجب اینست که آرام دل مسکینی ۵
فارغم با تو ز هر مذهب و کیش و آئین
تو مرا مذهب و کیشی تو مرا آئینی ۶
آنچنان عشق تو پر کرده وجودم که اگر
در من ای جان جهان در نگری خودبینی ۷
به صغیر آنچه رواخواه شوی حکم تراست
ز وفا یا ز جفا هر روشی بگزینی ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۷ - جان بتنگ آمدم از غصهٔ بی همنفسی
گوهر بعدی:شماره ۳۸۹ - بخیال ماه رویت بودم ز ضعف حالی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.