خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه از عشق و اشتیاق به معشوق سخن می‌گوید. شاعر از حضور ناگهانی معشوق در دل و زندگی خود ابراز شگفتی و خوشحالی می‌کند، از رنج‌های هجران می‌گوید و از وفا و مهر معشوق سپاسگزاری می‌کند. همچنین، شاعر به دنبال معشوق خود بوده و اکنون از آمدن او به سوی خود احساس خوشبختی می‌کند.

محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک و ارتباط با آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۳۷۵ - ای دلارام که اندر دل ما‌ آمده‌ای

ای دلارام که اندر دل ما‌ آمده‌ای
اندر این خانه ندانم ز کجا‌ آمده‌ای ۱

به به ای گنج گرانمایه در این ویرانه
جای کس جز تو نباشد چه به جا آمده‌ای ۲

ما کجا دولت وصل تو کجا پندارم
راه گم کرده و در خانهٔ ما‌ آمده‌ای ۳

جان نثار رهت ای خسرو خوبان که ز لطف
بهر پرسیدن احوال گدا‌ آمده‌ای ۴

چه جفاها که ز هجران تو دیدم صد شکر
که کنون بر سرم از راه وفا آمده‌ای ۵

به از این برگ و نوایی نشناسم که ز مهر
به سراغ من بی‌برگ و نوا آمده‌ای ۶

من نه خود در خم چوگان غمت گو شده‌ام
تو به دنبال من بی‌سر و پا آمده‌ای ۷

گر نخواهی که چو من بوسه زنی بر لب او
به لب ای جان من خسته چرا آمده‌ای ۸

گل‌رخی گر نربوده است قرار از تو صغیر
همچو بلبل ز چه در شور و نوا آمده‌ای ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۷۴ - ای یار بکس وفا نکرده
گوهر بعدی:شماره ۳۷۶ - ای مقیم دل که‌ام شب شمع این کاشانه‌ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.