خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از دردها و رنجهای عاشقانه خود میگوید. او از بخت بد، دوری معشوق، پریشانی دل، و غمهای زندگی شکایت دارد. همچنین، به نبود پناهگاه و وجود دشمنان اشاره میکند و از میفروش میخواهد تا گواه فردای او باشد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق، درد و رنج، و اشاره به مینوشی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد. همچنین، درک برخی از مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۵۵ - یوسف رخی به چاه ذقن بسته راه من
یوسف رخی به چاه ذقن بسته راه من
بخت نگون ببین که نگون گشته چاه من ۱
از من جمال خویش نهان کردنت ز چیست
ماند مگر بروی تو جای نگاه من ۲
زلفت که آشیان دلم بود شد پریش
بنگر فلک چه کرد به روز سیاه من ۳
دادم عنان به عشق و ندانم چه میکند
کوه غم تو با تن مانند کاه من ۴
زاهد شکست جام من ای میکشان شهر
ساقی کجاست تا که شود دادخواه من ۵
شهریست پر ز دشمن و من یک تن ضعیف
آه از دمی که دوست نباشد پناه من ۶
امروز میپرستی و مستی کند صغیر
ای میفروش باش بفردا گواه من ۷
بخت نگون ببین که نگون گشته چاه من ۱
از من جمال خویش نهان کردنت ز چیست
ماند مگر بروی تو جای نگاه من ۲
زلفت که آشیان دلم بود شد پریش
بنگر فلک چه کرد به روز سیاه من ۳
دادم عنان به عشق و ندانم چه میکند
کوه غم تو با تن مانند کاه من ۴
زاهد شکست جام من ای میکشان شهر
ساقی کجاست تا که شود دادخواه من ۵
شهریست پر ز دشمن و من یک تن ضعیف
آه از دمی که دوست نباشد پناه من ۶
امروز میپرستی و مستی کند صغیر
ای میفروش باش بفردا گواه من ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۴ - دری به از در یکتای با صفای سخن
گوهر بعدی:شماره ۳۵۶ - به ماه عارض خود زلف را حجاب مکن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.