خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه از حافظ، بیانگر عشق و دلدادگی شاعر به معشوق است. او از فداکاری و ایثار در راه عشق سخن میگوید و از غیرت و مستی ناشی از نگاه معشوق مینالد. همچنین، شاعر به противостояه عقل و عشق اشاره میکند و در نهایت، با اشاره به ماهیت خود (به عنوان ماهی از دریا)، هرگونه پرهیز را بیمعنی میداند.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند مستی و فتنهانگیزی نیاز به درک بالاتری از ادبیات و مفاهیم شعری دارد.
شماره ۳۱۵ - بنشین ببرم جانا تا از سر جان خیزم
بنشین ببرم جانا تا از سر جان خیزم
جان و سر و دین و دل اندر قدمت ریزم ۱
هرگه که تو بنشینی با غیر من از غیرت
برخیزم و بنشینم بنشینم و برخیزم ۲
دانم ز چه ننمایی آن چشم سیه بر من
دانی که شوم مست و صد فتنه برانگیزم ۳
بر پای دلم عمری زد سلسله عقل آخر
افکند به شیدایی آن زلف دلاویزم ۴
در مجلس من زاهد غافل پی آن آید
تا شیشهٔ میبهرش بگذارم و بگریزم ۵
گفتم بصغیر از میپرهیز نما گفتا
من ماهیم از دریا بهر چه بپرهیزم ۶
جان و سر و دین و دل اندر قدمت ریزم ۱
هرگه که تو بنشینی با غیر من از غیرت
برخیزم و بنشینم بنشینم و برخیزم ۲
دانم ز چه ننمایی آن چشم سیه بر من
دانی که شوم مست و صد فتنه برانگیزم ۳
بر پای دلم عمری زد سلسله عقل آخر
افکند به شیدایی آن زلف دلاویزم ۴
در مجلس من زاهد غافل پی آن آید
تا شیشهٔ میبهرش بگذارم و بگریزم ۵
گفتم بصغیر از میپرهیز نما گفتا
من ماهیم از دریا بهر چه بپرهیزم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۴ - چون یاد از آن زلف سیه و آنخط زنگاری کنم
گوهر بعدی:شماره ۳۱۶ - چرا همیشه نه پیچان چو تار موی تو باشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.