خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از ایدل، شاعر فارسی‌زبان، به زیبایی‌های معشوق و احساسات شاعر نسبت به او می‌پردازد. در ابیات مختلف، شاعر از عشق، زیبایی معشوق، گذر عمر، فقر و عرفان سخن می‌گوید.

محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند گذر عمر و فقر نیاز به درک عمیق‌تری دارند که معمولاً در سنین بالاتر حاصل می‌شود.

مشاهده کامل

شماره ۲۱۸ - ایدل این شوخ پریوش که چنین میگذرد

ایدل این شوخ پریوش که چنین میگذرد
باخبر باش که غارتگر دین میگذرد ۱

این صنم عمر عزیز است مگر یا شب وصل
یا مگر عهد شباب است چنین میگذرد ۲

در کمینم که ببوسم لب لعلش آری
تشنه لب کی ز سر ماء معین میگذرد ۳

شهریاری که شهانند گدای در او
کی بسر وقت من گوشه نشین میگذرد ۴

روی خود را دمی ای شوخ در آئینه ببین
تا بدانی چه بعشاق حزین میگذرد ۵

گندم خال تو نازم که بیک جلوهٔ آن
بوالبشر از سر فردوس برین میگذرد ۶

تا که سرو قدت آید بکنارم روزی
جوی اشگم به یسار و به یمین میگذرد ۷

هست در فقر صغیرا گهری کز پی آن
پور ادهم ز سر تاج و نگین میگذرد ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۱۷ - عاقبت دلا دیدی کار یار و من چون شد
گوهر بعدی:شماره ۲۱۹ - تا لبم بوسه چند از تو دلارام نگیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.