خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و تأثیر عمیق نگاه و فتنهگری او را بر دل و عقل عاشق توصیف میکند. همچنین، به مفاهیمی مانند قرب به خدا، عشق الهی و فداکاری در راه معشوق اشاره دارد.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکاررفته نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
شماره ۱۸۸ - هزار بار به خون جگر طهارت کرد
هزار بار به خون جگر طهارت کرد
که تا جمال ترا چشم من زیارت کرد ۱
چه فتنهٔی تو ندانم که چشمت از مردم
بغمزه دین و دل و عقل و هوش غارت کرد ۲
بگفتمش بکجا اهل دل سجود آرند
بابروان چو محراب خود اشارت کرد ۳
بگفت عاقبتت میکشم بخون یارب
غمش مباد که شادم از این بشارت کرد ۴
مقام قرب خدا یافت همچو ابراهیم
کسی که کعبهٔ ویران دل عمارت کرد ۵
اگر صغیر کبیرانه میخورد نه عجب
که جا بمیکدهٔ عشق در صغارت کرد ۶
که تا جمال ترا چشم من زیارت کرد ۱
چه فتنهٔی تو ندانم که چشمت از مردم
بغمزه دین و دل و عقل و هوش غارت کرد ۲
بگفتمش بکجا اهل دل سجود آرند
بابروان چو محراب خود اشارت کرد ۳
بگفت عاقبتت میکشم بخون یارب
غمش مباد که شادم از این بشارت کرد ۴
مقام قرب خدا یافت همچو ابراهیم
کسی که کعبهٔ ویران دل عمارت کرد ۵
اگر صغیر کبیرانه میخورد نه عجب
که جا بمیکدهٔ عشق در صغارت کرد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۷ - آن که از دوست بجز دوست تقاضا دارد
گوهر بعدی:شماره ۱۸۹ - هر چند دانمت مهر ای نازنین نباشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.