خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به زیبایی و دلربایی معشوق و تأثیر آن بر عاشق اشاره میکند. همچنین، از بیوفایی و رنجهای عشق سخن میگوید. شاعر از دیدار معشوق و تأثیرات عاطفی آن بر خود و دیگران صحبت میکند و احساسات عمیق عاشقانه و غمانگیز خود را بیان میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند بیوفایی و رنجهای عشق نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۳۸۸ - ای از گل عذارت هر مرغ را نوایی
ای از گل عذارت هر مرغ را نوایی
در هر دلی خیالی بر هر سری هوایی ۱
آیین بیوفایی هم خود بگو که خوب است
از چون تو خوبرویی و ز چون تو دلربایی ۲
هر جا سگ تو دیدم رو داد گریه بیخود
چون بیکسی که بیند از دورآشنایی ۳
آمد به بزم رندان مست از می شبانه
مینا شکست جایی ساغر فکند جایی ۴
وحشی وداع جان کن کامد به دیدن تو
سنگین دلی ، غریبی ، عاشق کشی ، بلایی ۵
در هر دلی خیالی بر هر سری هوایی ۱
آیین بیوفایی هم خود بگو که خوب است
از چون تو خوبرویی و ز چون تو دلربایی ۲
هر جا سگ تو دیدم رو داد گریه بیخود
چون بیکسی که بیند از دورآشنایی ۳
آمد به بزم رندان مست از می شبانه
مینا شکست جایی ساغر فکند جایی ۴
وحشی وداع جان کن کامد به دیدن تو
سنگین دلی ، غریبی ، عاشق کشی ، بلایی ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸۷ - من و از دور تماشای گلستان کسی
گوهر بعدی:غزل ۳۸۹ - مرا زد راه عشق خردسالی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.