خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عشق عمیق و درد فراق سخن میگوید. شاعر از دلبستگی به معشوق، نبودن خبر از او، و رنجهای عشق مینالد. همچنین، اشارهای به بیتوجهی دیگران به زیبایی معشوق و ارزش عشق واقعی دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به درک ادبی و عرفانی دارند.
شماره ۱۴۶ - جستم سراغ دل ز صبا زان خبر نداشت
جستم سراغ دل ز صبا زان خبر نداشت
گویا به طرهٔ تو صبا هم گذر نداشت ۱
در سر هر آن هوا که مرا بود شد بدر
عشق تو بود کز سر من دست برنداشت ۲
گر یک نظر فزون بتو ننموده دیدهام
این شد سبب که تاب نگاه دگر نداشت ۳
گویند بوالبشر بفراق چنان گریست
گویا خبر ز روی تو زیبا پسر نداشت ۴
دردش همین بس است که اهل نظر نبود
آنکو بر آفتاب جمالت نظر نداشت ۵
ای عالم آفتاب مرا بود جلوه ها
وقتی که آسمان تو شمس و قمر نداشت ۶
عمری تمام کار دلم بود عاشقی
عیبش مکن که غمزده دیگر هنر نداشت ۷
اول اگر که تیشهٔ آخر زدی دگر
یک عمر کوه کن به جهان دردسر نداشت ۸
در راه عشق خوف و خطرها بود صغیر
طی این ره آن نمود که خوب از خطر نداشت ۹
گویا به طرهٔ تو صبا هم گذر نداشت ۱
در سر هر آن هوا که مرا بود شد بدر
عشق تو بود کز سر من دست برنداشت ۲
گر یک نظر فزون بتو ننموده دیدهام
این شد سبب که تاب نگاه دگر نداشت ۳
گویند بوالبشر بفراق چنان گریست
گویا خبر ز روی تو زیبا پسر نداشت ۴
دردش همین بس است که اهل نظر نبود
آنکو بر آفتاب جمالت نظر نداشت ۵
ای عالم آفتاب مرا بود جلوه ها
وقتی که آسمان تو شمس و قمر نداشت ۶
عمری تمام کار دلم بود عاشقی
عیبش مکن که غمزده دیگر هنر نداشت ۷
اول اگر که تیشهٔ آخر زدی دگر
یک عمر کوه کن به جهان دردسر نداشت ۸
در راه عشق خوف و خطرها بود صغیر
طی این ره آن نمود که خوب از خطر نداشت ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۵ - آنکه بهر جا عیان طلعت نیکوی اوست
گوهر بعدی:شماره ۱۴۷ - تنها ستمت بهر من ای ماه جبین است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.