خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این غزل از عشق و اسارت به معشوق سخن میگوید. او خود را شیرِ در دام غزال معشوق توصیف میکند و از هجران و آرزوی وصال مینالد. شاعر با تصاویری مانند «چون نی تهی ز خویشم»، «قامتم چو دال» و «زخم خار هجر» رنجهای عشق را بیان میکند و در نهایت، تنها خیال معشوق را در دل خود جای داده است.
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۲۲ - شیرم ولی اسیر به دام غزال دوست
شیرم ولی اسیر به دام غزال دوست
چون نی تهی ز خویشم و پر از مقال دوست ۱
در روی خلق دیدهٔ حیرت گشودهام
بینم مگر جمال عدیم المثال دوست ۲
منعم مکن که خاک ره دشمنان شدم
گشتم چنین مگر که شوم پایمال دوست ۳
از بار غم بود الف قامتم چو دال
در آرزوی قامت با اعتدال دوست ۴
صد زخم خار هجر بخوردیم و عاقبت
یک گل نچیدهایم ز باغ وصال دوست ۵
دارند مردمان به دل خود بسی خیال
در دل صغیر را نبود جز خیال دوست ۶
چون نی تهی ز خویشم و پر از مقال دوست ۱
در روی خلق دیدهٔ حیرت گشودهام
بینم مگر جمال عدیم المثال دوست ۲
منعم مکن که خاک ره دشمنان شدم
گشتم چنین مگر که شوم پایمال دوست ۳
از بار غم بود الف قامتم چو دال
در آرزوی قامت با اعتدال دوست ۴
صد زخم خار هجر بخوردیم و عاقبت
یک گل نچیدهایم ز باغ وصال دوست ۵
دارند مردمان به دل خود بسی خیال
در دل صغیر را نبود جز خیال دوست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۱ - ما را بجز از روی تو منظور نظر نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۲۳ - ایخوش آنعارف سالک که ز راه آگاهست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.