خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از وحشی بافقی، شاعر ایرانی، بیانگر احساسات عاشقانه و عاطفی است. شاعر در این شعر از عشق، ناز و نیاز، و تأثیرات احساسی آن بر خود و معشوق سخن میگوید. او از نگاه و خنده معشوق و تأثیر آن بر خود میگوید و از عجز و نیاز خود در برابر عشق سخن میراند. همچنین، شاعر به موضوعاتی مانند عشق، احساسات، و رابطه عاشقانه اشاره میکند.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم ادبی کلاسیک ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.
غزل ۳۸۳ - گر طی کنم طریق ادب را چه میکنی
گر طی کنم طریق ادب را چه میکنی
رانم دلیر رخش طلب را چه میکنی ۱
گر من به دل فرو نخورم دشنههای ناز
آن غمزهٔ حریص غضب را چه میکنی ۲
گیرم ز ناز منع توان کرد حسن را
چشم نیازمند طلب را چه میکنی ۳
با چشم شوخ نیز گرفتم بر آمدی
آن خندهٔ نهانی لب را چه میکنی ۴
ای بی سبب اسیر کش بیگناه سوز
پرسند اگر به حشر سبب را چه میکنی ۵
عجز و نیاز روزم اگر بی اثر بود
تأثیر گریهٔ دل شب را چه میکنی ۶
وحشی گرفتم آنکه تو از ننگ مدعی
بستی زبان ز شعر لقب را چه میکنی ۷
رانم دلیر رخش طلب را چه میکنی ۱
گر من به دل فرو نخورم دشنههای ناز
آن غمزهٔ حریص غضب را چه میکنی ۲
گیرم ز ناز منع توان کرد حسن را
چشم نیازمند طلب را چه میکنی ۳
با چشم شوخ نیز گرفتم بر آمدی
آن خندهٔ نهانی لب را چه میکنی ۴
ای بی سبب اسیر کش بیگناه سوز
پرسند اگر به حشر سبب را چه میکنی ۵
عجز و نیاز روزم اگر بی اثر بود
تأثیر گریهٔ دل شب را چه میکنی ۶
وحشی گرفتم آنکه تو از ننگ مدعی
بستی زبان ز شعر لقب را چه میکنی ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸۲ - چون کوه غم تاب آورد جسمی بدین فرسودگی
گوهر بعدی:غزل ۳۸۴ - چه خوش بودی دلا گر روی او هرگز نمیدیدی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.