خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه از عشق نافرجام و وفاداری بی‌پایان سخن می‌گوید. شاعر بیان می‌کند که عشق او به معشوق چنان عمیق است که حتی مرگ نیز نمی‌تواند او را از این عشق رها کند. او از نبود وفا در معشوق شکایت دارد و تأکید می‌کند که عشق واقعی حتی پس از مرگ نیز پایان نمی‌پذیرد.

مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند مرگ و عشق ابدی نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۷۶ - لب تو ریخت چنان آبروی آب حیات

لب تو ریخت چنان آبروی آب حیات
که رخت خویش ز خجلت کشید در ظلمات ۱

من و گذشتن از چون تو دلبری حاشا
تو و نشستن با عاشقی چو من هیهات ۲

نه من وفات ندیدم که همچو من بسیار
بیافتند وفات و نیافتند وفات ۳

بسیر دادن جان آئیم بسر ورنه
گر از وفات بود آئی از چه وقت وفات ۴

زنند عشق پس از مرگ هم خلاصی نیست
گمان مبر دهدت مرگ از این کمند نجات ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۵ - دلبرانرا همه سخت است دل و پیمان سست
گوهر بعدی:شماره ۷۷ - بگو بدشمن خفاش خوی مکر اندیش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.