خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن بیانگر اندوه و ناامیدی شاعری است که از سوی معشوق یا دوست خود رانده شده و به تنهایی و محنت دچار شده است. شاعر از رفتار ناعادلانه و بیرحم معشوق شکایت کرده و بیان می‌کند که او را به کام دشمنان و رقیبان انداخته است.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی مانند اندوه، ناامیدی و شکایت است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۷۸ - من اندوهگین را قصد جان کردی، نکو کردی

من اندوهگین را قصد جان کردی، نکو کردی
رقیبان را به قتلم شادمان کردی، نکو کردی ۱

به کنج کلبهٔ ویران غم نومیدم افکندی
مرا با جغد محنت همزبان کردی، نکو کردی ۲

ز کوی خویشتن راندی مرا از سنگ محرومی
ز دستت آنچه می‌آمد چنان کردی، نکو کردی ۳

شدی از مهربانی دوست با اغیار و بد با من
مرا آخر به کام دشمنان کردی، نکو کردی ۴

چو وحشی رانده‌ای از کوی خویشم آفرین بر تو
من سرگشته را بی‌خان و مان کردی، نکو کردی ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۷۷ - سبوی باده‌ای گویا به هر پیمانه‌ای خوردی
گوهر بعدی:غزل ۳۷۹ - چه فروشدی به کلفت چه شدت چه حال داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.