خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری است که در آن شاعر از مستی و بادهگساری سخن میگوید و به تفاوتهای میان نوشیدن شراب در جمع آشنایان و بیگانگان اشاره میکند. شاعر همچنین به تأثیرات مختلف شراب بر افراد متفاوت و حالات روحی ناشی از آن میپردازد.
متن شامل مفاهیم مرتبط با شراب و مستی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نباشد. همچنین، درک عمیق مفاهیم عرفانی و حالات روحی مطرح شده در شعر نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۳۷۷ - سبوی بادهای گویا به هر پیمانهای خوردی
سبوی بادهای گویا به هر پیمانهای خوردی
ندارد یک خم این مستی مگر خمخانهای خوردی ۱
نه دأب آشنایانست با هم رطل پیمودن
تو این می گوییا در صحبت بیگانهای خوردی ۲
نهادی سر به بد مستی و با دستار آشفته
به بازار آمدی خوش بادهٔ رندانهای خوردی ۳
به حکمت باده خور جانان بدان ماند که این باده
به بی باکی چو خود خوردی نه با فرزانهای خوردی ۴
شراب خون دل گرمی ندارد ورنه ای وحشی
تو میدانی چه میها دوش از پیمانهای خوردی ۵
ندارد یک خم این مستی مگر خمخانهای خوردی ۱
نه دأب آشنایانست با هم رطل پیمودن
تو این می گوییا در صحبت بیگانهای خوردی ۲
نهادی سر به بد مستی و با دستار آشفته
به بازار آمدی خوش بادهٔ رندانهای خوردی ۳
به حکمت باده خور جانان بدان ماند که این باده
به بی باکی چو خود خوردی نه با فرزانهای خوردی ۴
شراب خون دل گرمی ندارد ورنه ای وحشی
تو میدانی چه میها دوش از پیمانهای خوردی ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۶ - مردمی فرموده جا در چشم گریان کردهای
گوهر بعدی:غزل ۳۷۸ - من اندوهگین را قصد جان کردی، نکو کردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.