شاعر در این شعر از نگرانیهای خود درباره رفتار معشوق و آینده رابطهاش سخن میگوید. او از ترس بیمهری و بیتوجهی معشوق و همچنین از قضاوت دیگران درباره خود میترسد. شاعر همچنین به این فکر میکند که آیا باید احساسات خود را پنهان کند یا نه و آیا معشوق او را به عنوان یک دوست یا خدمتکار میپذیرد یا خیر.
این شعر به دلیل استفاده از مفاهیم عمیق عاطفی و نیاز به درک ظرافتهای زبانی و احساسی، مناسب مخاطبانی است که توانایی تحلیل و درک مفاهیم پیچیده عشق و روابط را دارند. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ترس از قضاوت دیگران و نگرانیهای عاطفی ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.
غزل ۳۷۰ - در این فکرم که خواهی ماند با من مهربان یا نه
به من کم میکنی لطفی که داری این زمان یا نه ۱
گمان دارند خلقی کز تو خواریها کشم آخر
عزیز من یقین خواهد شد آخر این گمان یا نه ۲
سخن باشد بسی کز غیر باید داشت پوشیده
نمیدانم که شد حرف منت خاطرنشان یا نه ۳
بود هر آستانی را سگی ای من سگ کویت
تو میخواهی که من باشم سگ این آستان یا نه ۴
نهانی چند حرفی با تو از احوال خود دارم
در این اندیشهام کز غیر میماند نهان یا نه ۵
اگر زینسان تماشای جمال او کنی وحشی
تماشا کن که خواهی گشت رسوای جهان یا نه ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.