خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر از عشق و اندوه خود می‌گوید و از دوری معشوق شکایت می‌کند. او از اشک‌هایش که بر خاک درگاه معشوق باقی مانده، سخن می‌گوید و امیدوار است که معشوق به او نگاهی کند. شاعر همچنین از بیماران غم یاد می‌کند و می‌گوید که هنوز بیماران دیگری باقی مانده‌اند. او از خاطرات قدیمی و رفتار معشوق یاد می‌کند و در نهایت، از تقریب خود در بزم معشوق می‌گوید.

متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی احساسی بیشتری دارد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر چالش‌برانگیز باشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۶۷ - گذشتم از درت بر خاک صد جا چشم تر مانده

گذشتم از درت بر خاک صد جا چشم تر مانده
ببین کز اشک سرخم صد نشان بر خاک در مانده ۱

بیا بنگر که غمناکیست چشم آرزو بر در
به امید نگاهی بر سراین رهگذر مانده ۲

بجز من هر کرا دیدی ز بیماران غم گشتی
هنوز از کف منه خنجر که بیمار دگر مانده ۳

برآمد عمرها کز دور دیدم نخل بالایش
هنوزم آن قد و رفتار در پیش نظر مانده ۴

به هر کس گفته بی‌تقریب وحشی عرض حال خود
که در بزمت به این تقریب یک دم بیشتر مانده ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۶۶ - لاله‌اش از سیلیت نیلوفری شد آه آه
گوهر بعدی:غزل ۳۶۸ - ناوکت بر سینهٔ این ناتوان آمد همه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.