خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که در آن شاعر از معلم خود شکایت می‌کند و احساسات خود را درباره رفتار ناعادلانه و سختگیرانه او بیان می‌کند. شاعر از ظلم و بی‌عدالتی معلم خود رنجیده و آرزو می‌کند که معلمش مجازات شود. او همچنین از نادانی خود در گذشته اظهار پشیمانی می‌کند و آرزو می‌کند که زندگی را به گونه‌ای دیگر می‌ساخت.

این متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و انتقاد اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و استعاره‌های پیچیده شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۳۶۶ - لاله‌اش از سیلیت نیلوفری شد آه آه

لاله‌اش از سیلیت نیلوفری شد آه آه
ای معلم شرم از آن رویت نشد رویت سیاه ۱

ای معلم ، ای خدا ناترس، ای بیدادگر
من گرفتم دارد او همسنگ حسن خود گناه ۲

کرد رویت سد نگاه جان فزا ازبهر عذر
خونبهای سد هزاران چون تو ناکس هر نگاه ۳

باد دستت خشک همچون خامهٔ آن ماهرو
باد رخسارت سیه چون مشق آن تابنده ماه ۴

جان من معذور فرما، من نبودم با خبر
زندگی را ورنه من می‌ساختم بر وی تباه ۵

این زمان هم غم مخور دارم برای کشتنش
همچو وحشی تیر آه جان گداز عمر کاه ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۶۵ - صاف طرب آماده کن ترتیب عشرتخانه ده
گوهر بعدی:غزل ۳۶۷ - گذشتم از درت بر خاک صد جا چشم تر مانده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.