خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و شوق به معشوق سخن میگوید و از خداوند طلب وصال و آرامش میکند. او از دلتنگی و وحشت خود میگوید و از معشوق میخواهد که به او توجه کند و وعدهای برای وصال بدهد. شاعر همچنین از غزلهای معشوق و ذوق عشق یاد میکند و از خداوند میخواهد که دلش را به آرامش برساند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد که معمولاً در سنین بالاتر وجود دارد.
غزل ۳۶۴ - هجر خدایا بس است، زود وصالی بده
هجر خدایا بس است، زود وصالی بده
شوق مده این همه، یا پر و بالی بده ۱
خوبی خود را بگیر از دلم اندازهای
آینه آوردهام عرض جمالی بده ۲
ای دل وحشت گریز اینهمه دهشت چرا
فرصت حرفی بجو شرح ملالی بده ۳
از پی یک نیم جان چند تقاضای ناز
میدهم اینک به تو لیک مجالی بده ۴
ساده فریب کسی وصل نبخشی مبخش
نیم فسونی بدم وعده وصالی بده ۵
یاد غزلهای تو وحشی و این ذوق عشق
بیهده گردی بس است دل به غزالی بده ۶
شوق مده این همه، یا پر و بالی بده ۱
خوبی خود را بگیر از دلم اندازهای
آینه آوردهام عرض جمالی بده ۲
ای دل وحشت گریز اینهمه دهشت چرا
فرصت حرفی بجو شرح ملالی بده ۳
از پی یک نیم جان چند تقاضای ناز
میدهم اینک به تو لیک مجالی بده ۴
ساده فریب کسی وصل نبخشی مبخش
نیم فسونی بدم وعده وصالی بده ۵
یاد غزلهای تو وحشی و این ذوق عشق
بیهده گردی بس است دل به غزالی بده ۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۶۳ - گرفته رنگ ز خون دلم چو لاله پیاله
گوهر بعدی:غزل ۳۶۵ - صاف طرب آماده کن ترتیب عشرتخانه ده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.