خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن عشق و وفاداری خود را به معشوق بیان می‌کند و از خداوند می‌خواهد که این عشق را به او عطا کند. او از رنج‌های عشق سخن می‌گوید و آرزو می‌کند که معشوق به او توجه کند. همچنین، شاعر از زندگی خود و ناتوانی در رهایی از عشق سخن می‌گوید و از خداوند می‌خواهد که به او فرصتی برای بیان احساساتش بدهد.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عشق و عرفان است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌ی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۳۶۲ - خوشا در پای او مردن خدایا بخت آنم ده

خوشا در پای او مردن خدایا بخت آنم ده
نشان اینچنین بختی کجا یابم نشانم ده ۱

نثاری خواهم ای جان آفرین شایستهٔ پایش
پر از نقد وفا و مهر یک گنجینه جانم ده ۲

سخن بسیار و فرصت کم خدایا وصل چون دادی
نمی‌بخشی اگر طول زمان طی لسانم ده ۳

سگ خواری کش عشقم به گردن طوق خرسندی
اگر خوان امیدی گستری یک استخوانم ده ۴

من و آزردگی از عشق و عشق چون تویی حاشا
گرت باور نمی‌داری به دست امتحانم ده ۵

من آن خمخانه پردازم که بدمستی نمی‌دانم
الا ای ساقی دوران می از رطل گرانم ده ۶

یکی طومار در دست و در او احوال من وحشی
اگر فرصت شود گاهی به یار نکته دانم ده ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۶۱ - تند سویم به غضب دید که برخیز و برو
گوهر بعدی:غزل ۳۶۳ - گرفته رنگ ز خون دلم چو لاله پیاله
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.