خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از احساس حسرت، فراق و اشتیاق سخن میگوید. شاعر از درد هجران و جدایی مینالد و از ظلم و بیعدالتی در جهان شکایت میکند. او از دوری و فراق رنج میبرد و از سرنوشت تلخ خود و دیگران میگرید. همچنین، شاعر به ناسازگاری و نفاق در جهان اشاره میکند و از این که در عین نزدیکی هجران، در ظاهر آرام و فارغ به نظر میرسد، تعجب میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ظلم و نفاق ممکن است برای سنین پایینتر سنگین و نامفهوم باشد.
غزل ۳۴۴ - مییابم از خود حسرتی باز از فراق کیست این
مییابم از خود حسرتی باز از فراق کیست این
آمادهٔ سد گریهام از اشتیاق کیست این ۱
سد جوق حسرت بر گذشت اکنون هزاران گرد شد
گر نیست هجران کسی پس طمطراق کیست این ۲
رطل گران و اندر او دریای زهری موج زن
یارب نصیب کس مکن بهر مذاق کیست این ۳
اسباب سد زندان سرا چندست بر بالای هم
جایی استخوش آراسته آیا وثاق کیست این ۴
ای شحنه بیجرم کش این سر که در خون میکشی
گفتی که میآویزمش از پیش طاق کیست این ۵
وصلی نمودی ای فلک پوشیده سد هجران در او
تو خود موافق گشته ای کار نفاق کیست این ۶
هجر اینچنین نزدیک و تو در صحبت فارغ دلی
وحشی دلیرت یافتم از اتفاق کیست این ۷
آمادهٔ سد گریهام از اشتیاق کیست این ۱
سد جوق حسرت بر گذشت اکنون هزاران گرد شد
گر نیست هجران کسی پس طمطراق کیست این ۲
رطل گران و اندر او دریای زهری موج زن
یارب نصیب کس مکن بهر مذاق کیست این ۳
اسباب سد زندان سرا چندست بر بالای هم
جایی استخوش آراسته آیا وثاق کیست این ۴
ای شحنه بیجرم کش این سر که در خون میکشی
گفتی که میآویزمش از پیش طاق کیست این ۵
وصلی نمودی ای فلک پوشیده سد هجران در او
تو خود موافق گشته ای کار نفاق کیست این ۶
هجر اینچنین نزدیک و تو در صحبت فارغ دلی
وحشی دلیرت یافتم از اتفاق کیست این ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۳ - گهی از بزم بر میخیز و طرف بام جا میکن
گوهر بعدی:غزل ۳۴۵ - ز کویت رخت بربستم نگاهی زاد راهم کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.