خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق و رنج خود سخن می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که او را با غم تنها بگذارد و به دیگران توجه کند. او خود را پروانه‌ای سرگشته و معشوق را شمع مجلس می‌داند و از او می‌خواهد که دیگران را خوشحال کند، اما او را فراموش نکند. شاعر همچنین از دشمنان و طعنه‌های آنان می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که او را نجات دهد.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده در شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی ادبی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۳۳۰ - مرا با خار غم بگذار و گشت باغ و گلشن کن

مرا با خار غم بگذار و گشت باغ و گلشن کن
پی آرایش بزم حریفان، گل به دامن کن ۱

تو شمع مجلس افروزی، من سرگشته پروانه
مرا آتش به جان زن، دیگران را خانه روشن کن ۲

مکن نادیده وز من تند چون بیگانگان مگذر
مرا شاید که جایی دیده باشی چشم بر من کن ۳

چو کار من نخواهد شد به کام دوستان از تو
هلاکم ساز باری فارغم از طعن دشمن کن ۴

ببین وحشی که چون سویت به زهر چشم می‌بیند
تو را زان پیش کز مجلس براند عزم رفتن کن ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۲۹ - رشک می‌بردند شهری بر من و احوال من
گوهر بعدی:غزل ۳۳۱ - اینچنین گر جانب اغیار خواهی داشتن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.