خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این شعر از دوری و بیمهری معشوق شکایت میکند و با تصاویر زیبا و احساسی، انتظار و دلتنگی خود را بیان میدارد. او از معشوق میخواهد که به دیدارش بیاید و از تنهایی و رنجش بکاهد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، زبان شعر ممکن است برای کودکان کمسن پیچیده باشد.
شماره ۵۶۰ - چرا به کلبه ام مهربان نمی آیی
چرا به کلبه ام مهربان نمی آیی
به دستگیری این ناتوان نمی آیی ۱
در انتظار تو چشمم شدست خانه نشین
قدم نهاده تو ای میهمان نمی آیی ۲
گشاده شب همه شب همچو هاله آغوشم
به سویم ای مه نامهربان نمی آیی ۳
پریده از غم تو همچو کهربا رنگم
تو ای بهار به سیر خزان نمی آیی ۴
چو سیدا به رهت چشم روز و شب دارم
چو بوی گل ز نظرها نهان نمی آیی ۵
به دستگیری این ناتوان نمی آیی ۱
در انتظار تو چشمم شدست خانه نشین
قدم نهاده تو ای میهمان نمی آیی ۲
گشاده شب همه شب همچو هاله آغوشم
به سویم ای مه نامهربان نمی آیی ۳
پریده از غم تو همچو کهربا رنگم
تو ای بهار به سیر خزان نمی آیی ۴
چو سیدا به رهت چشم روز و شب دارم
چو بوی گل ز نظرها نهان نمی آیی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵۹ - به سوی کلبه ام ای نازنین دوش آمدی رفتی
بعدی:قصاید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.