خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد و دلتنگی عاشقی است که از عدم توجه معشوق خود رنج میبرد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارات غنی، احساس تنهایی و انتظار خود را بیان میکند و از معشوق میخواهد که به سوی او بیاید.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارات و اصطلاحات ادبی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.
شماره ۵۵۴ - چرا به کلبه ام ای دلربا نمی آیی
چرا به کلبه ام ای دلربا نمی آیی
به سویم ای چمن دلگشا نمی آیی ۱
به بنده خانه خود پا نمی نهی هرگز
تو پادشاهی و سوی گدا نمی آیی ۲
چو غنچه صد گره افتاده است در کارم
تو پیشتر ز نسیم صبا نمی آیی ۳
قدم ز بار غمت خم شدست چون محراب
به پرسشم ز برای خدا نمی آیی ۴
به جستجوی وصالت فتاده ام از پا
به دستگیری من چون عصا نمی آیی ۵
حیا اگر به خرام تو سد راه شده
کشیده باده برون از حیا نمی آیی ۶
دلی که مهر تو دارد چرا نمی پرسی
کسی که با تو بود آشنا نمی آیی ۷
حصار عافیت شمع نیست جز فانوس
چرا به خانه من بی ابا نمی آیی ۸
شبی به کوی تو با صد نیاز خواهم رفت
اگر تو در طلب سیدا نمی آیی ۹
به سویم ای چمن دلگشا نمی آیی ۱
به بنده خانه خود پا نمی نهی هرگز
تو پادشاهی و سوی گدا نمی آیی ۲
چو غنچه صد گره افتاده است در کارم
تو پیشتر ز نسیم صبا نمی آیی ۳
قدم ز بار غمت خم شدست چون محراب
به پرسشم ز برای خدا نمی آیی ۴
به جستجوی وصالت فتاده ام از پا
به دستگیری من چون عصا نمی آیی ۵
حیا اگر به خرام تو سد راه شده
کشیده باده برون از حیا نمی آیی ۶
دلی که مهر تو دارد چرا نمی پرسی
کسی که با تو بود آشنا نمی آیی ۷
حصار عافیت شمع نیست جز فانوس
چرا به خانه من بی ابا نمی آیی ۸
شبی به کوی تو با صد نیاز خواهم رفت
اگر تو در طلب سیدا نمی آیی ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵۳ - به سوی کلبه ام ای سیمبر نمی آیی
گوهر بعدی:شماره ۵۵۵ - به خواب آمد مرا لیلی وشی چون سرو موزونی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.