خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد و رنجهای زندگی، بیتوجهی به ارزشها، و تلاش برای بقا سخن میگوید. شاعر از غمها و ناامیدیهای خود مینالد و به مفاهیمی مانند مرگ، فقر، و تلاش برای زندگی اشاره میکند. همچنین، در برخی ابیات به مفاهیم عرفانی و معنوی نیز پرداخته شده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی ابیات حاوی مضامین غمگین و ناامیدکننده هستند که برای سنین پایین مناسب نیست.
شماره ۵۱۷ - از شکایت دل نمیسازد ز ما اندیشهای
از شکایت دل نمیسازد ز ما اندیشهای
آشنای ما بود یار ملامتپیشهای ۱
پادشاهی کو ز ملک خود نمیگیرد خبر
مرده شیری بود افتاده دور از بیشهای ۲
میروم امروز از میخانه با چشم پر آب
تا چرا در پای خم خالی نکردم شیشهای ۳
پایداری در ستون قصر دولت بیتهیت
برنیاید چست در نخلی که نبود ریشهای ۴
بر دعای خیر روح رفتگان را شاد کن
خاکساران را نباشد جز گدایی پیشهای ۵
میدهد کلکم ز فیض عالم بالا خبر
در سخن چون خامه من نیست دور اندیشهای ۶
سیدا چون کوهکن دارم به جان کندن سری
کار خود را میکنم آخر به پشت تیشهای ۷
آشنای ما بود یار ملامتپیشهای ۱
پادشاهی کو ز ملک خود نمیگیرد خبر
مرده شیری بود افتاده دور از بیشهای ۲
میروم امروز از میخانه با چشم پر آب
تا چرا در پای خم خالی نکردم شیشهای ۳
پایداری در ستون قصر دولت بیتهیت
برنیاید چست در نخلی که نبود ریشهای ۴
بر دعای خیر روح رفتگان را شاد کن
خاکساران را نباشد جز گدایی پیشهای ۵
میدهد کلکم ز فیض عالم بالا خبر
در سخن چون خامه من نیست دور اندیشهای ۶
سیدا چون کوهکن دارم به جان کندن سری
کار خود را میکنم آخر به پشت تیشهای ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱۶ - میکشم می هر سحر با میپرست تازهای
گوهر بعدی:شماره ۵۱۸ - تا تو ای یوسف مصری ز سفر آمدهای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.