خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد و رنج عشق و جدایی میگوید و بیان میکند که با وجود دوری و سختیها، باز هم حاضر است برای دیدار معشوق بازگردد. او از معشوق میخواهد که او را به بازگشت دعوت کند و از پشیمانیهای احتمالی میترسد.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند درد و رنج عشق و جدایی نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۳۰۳ - برو که با دل پر درد و روی زرد بیایم
برو که با دل پر درد و روی زرد بیایم
اگر چو باد روی تند همچو گرد بیایم ۱
هزار مرحله دورم فکند چرخ ز کویت
به جستجوی تو چون گرد باد فرد بیایم ۲
مکن مکن که پشیمان شوی چو بر سر راهت
به عزم داد دل پر ز داغ و درد بیایم ۳
به سوی ملک عدم گر چه از جفای تو رفتم
اگر به لطف بگویی که باز گرد بیایم ۴
مگو نیامدهای سوی ما بگو که چگونه
به صحبتی که مرا کس طلب نکرد، بیایم ۵
اگر چو باد روی تند همچو گرد بیایم ۱
هزار مرحله دورم فکند چرخ ز کویت
به جستجوی تو چون گرد باد فرد بیایم ۲
مکن مکن که پشیمان شوی چو بر سر راهت
به عزم داد دل پر ز داغ و درد بیایم ۳
به سوی ملک عدم گر چه از جفای تو رفتم
اگر به لطف بگویی که باز گرد بیایم ۴
مگو نیامدهای سوی ما بگو که چگونه
به صحبتی که مرا کس طلب نکرد، بیایم ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۲ - جان رفت و ما به آرزوی دل نمی رسیم
گوهر بعدی:غزل ۳۰۴ - مدتی شد کز گلستانی جدا افتادهام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.