خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساس ناامیدی و تلاش بیثمر در رسیدن به آرزوها و اهداف است. شاعر از حرکت سریع و بیوقفه خود سخن میگوید، اما با وجود این سرعت، به مقصد نمیرسد. او به لطف خداوند امیدوار است، اما در نهایت به این نتیجه میرسد که حل مسأله عشق و رسیدن به آرزوها کاری دشوار و تقریباً غیرممکن است.
این شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، موضوعات ناامیدی و تلاش بیثمر ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین و دشوار باشد.
غزل ۳۰۲ - جان رفت و ما به آرزوی دل نمی رسیم
جان رفت و ما به آرزوی دل نمی رسیم
هر چند میرویم به منزل نمیرسیم ۱
برقیم و بلکه تندتر از برق و رعد نیز
وین طرفه تر که هیچ به محمل نمیرسیم ۲
لطف خدا مدد کند از ناخدا چه سود
تا باد شرطه نیست به ساحل نمیرسیم ۳
در اصل حل مسأله عشق کس نکرد
یا ما بدین دقیقهٔ مشکل نمیرسیم ۴
وحشی نمیرسد ز رهی آن سوار تند
کش از ره دگر ز مقابل نمی رسیم ۵
هر چند میرویم به منزل نمیرسیم ۱
برقیم و بلکه تندتر از برق و رعد نیز
وین طرفه تر که هیچ به محمل نمیرسیم ۲
لطف خدا مدد کند از ناخدا چه سود
تا باد شرطه نیست به ساحل نمیرسیم ۳
در اصل حل مسأله عشق کس نکرد
یا ما بدین دقیقهٔ مشکل نمیرسیم ۴
وحشی نمیرسد ز رهی آن سوار تند
کش از ره دگر ز مقابل نمی رسیم ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۱ - از بهر چه در مجلس جانانه نباشم
گوهر بعدی:غزل ۳۰۳ - برو که با دل پر درد و روی زرد بیایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.