خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این اشعار از رنجها و ناامیدیهای خود سخن میگوید. او از دست دادن آرامش، پریشانی فکر، شکست در عشق، و ناامیدی از آینده مینالد. همچنین به مفاهیمی مانند انتقام، توبه، و تسلیم اشاره میکند.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند انتقام و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری دارند.
شماره ۴۶۶ - کرده ام بالین آسایش ز دست خویشتن
کرده ام بالین آسایش ز دست خویشتن
خفته ام در سایه دیوار بست خویشتن ۱
تا به کی ای پسته مغزم را پریشان می کنی
رفته ام من هم به سودای شکست خویشتن ۲
ساقی ایام مهیا کرده جام انتقام
تکیه ای نرگس مکن بر چشم مست خویشتن ۳
پنجه بر رو می زدم زین پیش طفل توبه را
می گزم چون غنچه اکنون پشت دست خویشتن ۴
می روم زین بحر آخر سیدا با دست خشک
غیر مأیوسی نمی بینم به پشت خویشتن ۵
خفته ام در سایه دیوار بست خویشتن ۱
تا به کی ای پسته مغزم را پریشان می کنی
رفته ام من هم به سودای شکست خویشتن ۲
ساقی ایام مهیا کرده جام انتقام
تکیه ای نرگس مکن بر چشم مست خویشتن ۳
پنجه بر رو می زدم زین پیش طفل توبه را
می گزم چون غنچه اکنون پشت دست خویشتن ۴
می روم زین بحر آخر سیدا با دست خشک
غیر مأیوسی نمی بینم به پشت خویشتن ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶۵ - کرده ام چون غنچه سر در آستین خویشتن
گوهر بعدی:شماره ۴۶۷ - اگر یک دم شود خالی ز موج می سبوی من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.