خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این متن از حالات عاشقانه و مستانه خود سخن میگوید، از میگساری و بیخودی ناشی از آن یاد میکند و به تصاویری مانند گردباد، سبوی باده، و حلقه گرداب اشاره میکند تا حالت خود را توصیف کند. همچنین، از گل و صبا نیز به عنوان نمادهای زیبایی و پیامرسانی عشق یاد میکند.
متن دارای مضامین عرفانی و مستانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال نامناسب باشد. همچنین، استفاده از مفاهیمی مانند میگساری و حالات بیخودی نیاز به درک و بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۰۱ - صبا از خنده آن گل حدیثی گفت در گوشم
صبا از خنده آن گل حدیثی گفت در گوشم
که همچون حلقه گرداب شد از گریه آغوشم ۱
مرا گر محتسب از پای خم در پای دار آرد
سبوی باده رقصد چون سر منصور بر دوشم ۲
غبار راه اگر چون گردباد از خود بیفشانم
فلک گردد نهان تا حشر زیر گرد پا پوشم ۳
می پر زور من بردار از جا آسمانها را
به دوران رحم کن ای مدعی بگذار سرپوشم ۴
چنان سرشار گفتم سیدا از می که در محشر
نوای صور نتواند کشیدن پنبه در گوشم ۵
که همچون حلقه گرداب شد از گریه آغوشم ۱
مرا گر محتسب از پای خم در پای دار آرد
سبوی باده رقصد چون سر منصور بر دوشم ۲
غبار راه اگر چون گردباد از خود بیفشانم
فلک گردد نهان تا حشر زیر گرد پا پوشم ۳
می پر زور من بردار از جا آسمانها را
به دوران رحم کن ای مدعی بگذار سرپوشم ۴
چنان سرشار گفتم سیدا از می که در محشر
نوای صور نتواند کشیدن پنبه در گوشم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۰ - گر به کف مانند گل مشت زری می داشتم
گوهر بعدی:شماره ۴۰۲ - در دل امشب شورشی چون صبح محشر داشتیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.