خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از دردها و رنج‌های خود می‌گوید و احساس تنهایی و بی‌پناهی را بیان می‌کند. او خود را مانند سروی تنها در گلزار می‌داند و از بی‌ثمر بودن تلاش‌هایش سخن می‌گوید. همچنین، از بی‌اعتنایی دیگران و ناامیدی از زندگی شکایت دارد.

متن دارای مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و تنهایی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۳۹۳ - روم از جای با اندک نسیمی گرد را مانم

روم از جای با اندک نسیمی گرد را مانم
بنای بیمدارم مهره های نرد را مانم ۱

نشد جز سوختن از کوچه گردی حاصل عمرم
به شهر تیره بختی مشعل شبگرد را مانم ۲

ز رشک رنگ سرخم لعل در کان رنگ گرداند
به چشم کهربا طبعان عقیق زرد را مانم ۳

نمی گردد ز دست ناله شمع کشته ام روشن
ندارم از اجابت بهره آه سرد را مانم ۴

چرا ای گردباد امروز می گردی ز دنبالم
ز خود رم کرده ام مجنون صحراگرد را مانم ۵

ز فرش مخمل اهل کرم پهلو تهی سازم
گریزم از دوای این حکیمان درد را مانم ۶

ندارد سیدا گلزار چون من سرو موزونی
به روی صفحه ایام بیت فرد را مانم ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۹۲ - دل دیوانه خود را نشان کردم ندانستم
گوهر بعدی:شماره ۳۹۴ - به گلشن رفتم و بی رویت آغاز جنون کردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.