خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از زبان شاعر به بیان مفاهیمی مانند عشق، شیدایی، هجران، و بیاعتباری دنیوی میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد که از پرسیدن دربارهی مسائل مادی و ظاهری بپرهیزد و به جای آن، به عشق و حالات درونی توجه کند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانهی این شعر ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'بوی خون' و 'سیل بیپروا' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۳۳۳ - ای که خون کردی دل ما راز چشم ما مپرس
ای که خون کردی دل ما راز چشم ما مپرس
می شوی سرگشته از گرداب این دریا مپرس ۱
با تنک ظرفان حدیث باده گلگون مگوی
پیش خم زانو زن و کیفیت از مینا مپرس ۲
خار و گل را نیست در بازار آتش اعتبار
امتیاز هجر و وصل از عاشق شیدا مپرس ۳
نیست مجنون را به اسباب جهان دلبستگی
خانه بر پا ساختن از سیل بی پروا مپرس ۴
از غبار کوی او بر دیده زاهد مگوی
امتیاز توتیا از چشم نابینا مپرس ۵
از دل گم گشته ام کم جو نشان گرد باد
بوی خون می آید از دامان این صحرا مپرس ۶
سیدا این آن غزل باشد که صایب گفته است
می کنی قایم قیامت را از آن بالا مپرس ۷
می شوی سرگشته از گرداب این دریا مپرس ۱
با تنک ظرفان حدیث باده گلگون مگوی
پیش خم زانو زن و کیفیت از مینا مپرس ۲
خار و گل را نیست در بازار آتش اعتبار
امتیاز هجر و وصل از عاشق شیدا مپرس ۳
نیست مجنون را به اسباب جهان دلبستگی
خانه بر پا ساختن از سیل بی پروا مپرس ۴
از غبار کوی او بر دیده زاهد مگوی
امتیاز توتیا از چشم نابینا مپرس ۵
از دل گم گشته ام کم جو نشان گرد باد
بوی خون می آید از دامان این صحرا مپرس ۶
سیدا این آن غزل باشد که صایب گفته است
می کنی قایم قیامت را از آن بالا مپرس ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۲ - پیر گشتیم ز غم یاد جوان ما را بس
گوهر بعدی:شماره ۳۳۴ - می کنم چون شمع بهر سوختن امداد خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.