خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به بازگشت به گذشته و تجدید پیوندهای قدیمی اشاره میکند. او از عهد و سوگندهای قدیمی سخن میگوید و به وفاداری و دوستیهای دیرینه اشاره میکند. همچنین، شاعر از نخل قدیمی و ثمرات آن یاد میکند و به دنبال محرم راز برای بازگویی رازها و گلایههای قدیمی است. در نهایت، او از بازگشت به سنتها و پندهای قدیمی سخن میگوید.
این متن دارای مفاهیم عمیق و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم قدیمی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد که معمولاً در سنین بالاتر یافت میشود.
غزل ۲۷۹ - آمدم از سرنو بر سر پیوند قدیم
آمدم از سرنو بر سر پیوند قدیم
نو شد آن سلسله ی کهنه و آن بند قدیم ۱
آمدم من به سر گریهٔ خود به که تو نیز
بر سر ناز خود آیی و شکرخند قدیم ۲
به وفای تو که تا روز قیامت باقیست
عهد دیرین به قرار خود و سوگند قدیم ۳
نخل تو یک دو ثمر داشت به خامی افتاد
من و پروردن آن نخل برومند قدیم ۴
بهر آن حلقه به گوشیم که بودیم ای باد
برسان بندگی ما به خداوند قدیم ۵
خلوتی خواهم و در بسته ویک محرم راز
که گشایم سر راز و گلهای چند قدیم ۶
وحشی آن سلسله نو کرد که آیند ز نو
پندگویان قدیمی به سر پند قدیم ۷
نو شد آن سلسله ی کهنه و آن بند قدیم ۱
آمدم من به سر گریهٔ خود به که تو نیز
بر سر ناز خود آیی و شکرخند قدیم ۲
به وفای تو که تا روز قیامت باقیست
عهد دیرین به قرار خود و سوگند قدیم ۳
نخل تو یک دو ثمر داشت به خامی افتاد
من و پروردن آن نخل برومند قدیم ۴
بهر آن حلقه به گوشیم که بودیم ای باد
برسان بندگی ما به خداوند قدیم ۵
خلوتی خواهم و در بسته ویک محرم راز
که گشایم سر راز و گلهای چند قدیم ۶
وحشی آن سلسله نو کرد که آیند ز نو
پندگویان قدیمی به سر پند قدیم ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۸ - مبادا یارب آن روزی که من از چشم یار افتم
گوهر بعدی:غزل ۲۸۰ - میتوانم که لب از آب خضر تر نکنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.