خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن عشق و وفاداری خود را به معشوق بیان میکند و آرزو میکند که بتواند با تمام وجود به او خدمت کند و از او حمایت نماید. او همچنین از حسادت دیگران نسبت به معشوق سخن میگوید و اعلام میکند که حاضر است برای محافظت از او هر کاری انجام دهد.
این متن شامل مفاهیم عمیق عشق و وفاداری است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
غزل ۲۷۶ - بخت آن کو که کشم رخش و سوارش سازم
بخت آن کو که کشم رخش و سوارش سازم
دل جنیبت کش و جان غاشیهدارش سازم ۱
خواهم این سینه پر از جوهر جانهای نفیس
که به دامان وفا کرده نثارش سازم ۲
نفس گرم نگر فیض اثر بین که اگر
بگمارم به خزان رشک بهارش سازم ۳
کیست بدخواه تو ای همت پاکان با تو
که به یک آه سحر بهر تو کارش سازم ۴
باغبان چمن حسن توام گو دگران
گل نچینند که من با خس و خارش سازم ۵
وحشی این دل که عزیزست به هر جا که رود
چندش آرم به سر کویی و خوارش سازم ۶
دل جنیبت کش و جان غاشیهدارش سازم ۱
خواهم این سینه پر از جوهر جانهای نفیس
که به دامان وفا کرده نثارش سازم ۲
نفس گرم نگر فیض اثر بین که اگر
بگمارم به خزان رشک بهارش سازم ۳
کیست بدخواه تو ای همت پاکان با تو
که به یک آه سحر بهر تو کارش سازم ۴
باغبان چمن حسن توام گو دگران
گل نچینند که من با خس و خارش سازم ۵
وحشی این دل که عزیزست به هر جا که رود
چندش آرم به سر کویی و خوارش سازم ۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۵ - این بس که تماشایی بستان تو باشم
گوهر بعدی:غزل ۲۷۷ - دو هفته رفت که ننواختی به نیم نگاهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.