خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند رشد و کمال، صبر و تحمل رنج، بیاعتباری دنیا، و نیاز به تلاش و فداکاری برای رسیدن به اهداف اشاره دارد. شاعر از استعارههای طبیعی مانند دانه، گل، و تاک استفاده میکند تا مفاهیم عمیق انسانی و عرفانی را بیان کند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از استعارهها و اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۲۲۴ - ساقی مجلس ما آن بت بی باک نشد
ساقی مجلس ما آن بت بی باک نشد
تا به خون روی نشستیم دلش پاک نشد ۱
خط برآورد و به گرد دل عشاق نگشت
طفل ما پیر شد و صاحب ادراک نشد ۲
گوش بر گفته من آن لب خاموش نکرد
تا زبان در دهنم چون سر مسواک نشد ۳
روزیی سفله زر و سیم نگردد هرگز
رزق گرداب به غیر از خس و خاشاک نشد ۴
حاجت خویش مبر پیش بلند اقبالان
گره هیچ کسی باز ز افلاک نشد ۵
دل مگو آنکه چو گل سینه خود پاره نکرد
بشکن آن دست که زو پیرهنی چاک نشد ۶
می شود نام هنرمند پس از مرگ علم
دانه سر سبز نشد تا به ته خاک نشد ۷
در چنین فصل که می گل کند از نشتر خار
پنجه ام سلسله جنبان رگ تاک نشد ۸
سیدا این غزل صایب شیرین سخن است
صاف با ما دل آن شعله بی باک نشد ۹
تا به خون روی نشستیم دلش پاک نشد ۱
خط برآورد و به گرد دل عشاق نگشت
طفل ما پیر شد و صاحب ادراک نشد ۲
گوش بر گفته من آن لب خاموش نکرد
تا زبان در دهنم چون سر مسواک نشد ۳
روزیی سفله زر و سیم نگردد هرگز
رزق گرداب به غیر از خس و خاشاک نشد ۴
حاجت خویش مبر پیش بلند اقبالان
گره هیچ کسی باز ز افلاک نشد ۵
دل مگو آنکه چو گل سینه خود پاره نکرد
بشکن آن دست که زو پیرهنی چاک نشد ۶
می شود نام هنرمند پس از مرگ علم
دانه سر سبز نشد تا به ته خاک نشد ۷
در چنین فصل که می گل کند از نشتر خار
پنجه ام سلسله جنبان رگ تاک نشد ۸
سیدا این غزل صایب شیرین سخن است
صاف با ما دل آن شعله بی باک نشد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۳ - تکلم از دهانش گر ز تنگی دیر می ریزد
گوهر بعدی:شماره ۲۲۵ - به سوی کلبه ام شامی که آن شمع وصال آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.