خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، بیانگر احساسات عمیق و اندوهگین شاعر است که از ناامیدی، عشق ناکام، تقدیر و بیعدالتی سخن میگوید. شاعر از افتادن از اوج به حضیض، بیپناهی در دنیا، و ناکامی در عشق و هنر مینالد.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی، همچنین اشارات به ناامیدی و مرگ، ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین و نامفهوم باشد. این متن برای سنین بالاتر که توانایی درک و تحلیل مفاهیم پیچیده را دارند مناسبتر است.
شماره ۲۰۸ - به سوی بحر اگر سیلاب اشکم رهنمون افتد
به سوی بحر اگر سیلاب اشکم رهنمون افتد
حبابی گردد و گرداب از دریا برون افتد ۱
نشد مقبول شیرین کاریی فرهاد خسرو را
هنر معیوب گردد هر که را طالع زبون افتد ۲
دل از داغ تمنایت بیابان مرگ خواهد شد
نبیند روی آبادی به صحرایی که خون افتد ۳
نهد بر خاک دنیا دار پهلو از تهیدستی
صراحی چون ز می گردید خالی سرنگون افتد ۴
دو عالم سیدا امروز باشد کعبتین من
نمی دانم که از دستم بروی تخته چون افتد ۵
حبابی گردد و گرداب از دریا برون افتد ۱
نشد مقبول شیرین کاریی فرهاد خسرو را
هنر معیوب گردد هر که را طالع زبون افتد ۲
دل از داغ تمنایت بیابان مرگ خواهد شد
نبیند روی آبادی به صحرایی که خون افتد ۳
نهد بر خاک دنیا دار پهلو از تهیدستی
صراحی چون ز می گردید خالی سرنگون افتد ۴
دو عالم سیدا امروز باشد کعبتین من
نمی دانم که از دستم بروی تخته چون افتد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۷ - از ملامت خانه ام آرامگاه گل شود
گوهر بعدی:شماره ۲۰۹ - رنگینی رخ تو به رعنا نداده اند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.