خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که بیانگر عشق و فداکاری است. شاعر از تلاشها و رنجهایی که در راه عشق متحمل شده سخن میگوید و از زهر و دردهایی که از معشوق کشیده است. او همچنین به شبهای تاریک و روشناییهایی که از مهتاب دریافت کرده اشاره میکند و از خواب غفلت و بیداری سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۲۶۷ - هر خون که تو دادی چو می ناب کشیدیم
هر خون که تو دادی چو می ناب کشیدیم
زهر تو به سد رغبت جلاب کشیدیم ۱
این باب محبت همه اشکال دقیقست
ما زحمت بسیار در این باب کشیدیم ۲
دوش از طرف بام کسی پرتو مه تافت
از ظلمت شب رخت به مهتاب کشیدیم ۳
گر آهن بگداخته در بوتهٔ ما ریخت
گشتیم سراپا لب و چون آب کشیدیم ۴
هر چند خسک بود از او در ته پهلو
در بستر از او محنت سنجاب کشیدیم ۵
ای دیده به خوابی تو که با اینهمه تشویش
از غفلت این بخت گران خواب کشیدیم ۶
وحشی نپسندند به پیمانهٔ دشمن
آن زهر که ما از کف احباب کشیدیم ۷
زهر تو به سد رغبت جلاب کشیدیم ۱
این باب محبت همه اشکال دقیقست
ما زحمت بسیار در این باب کشیدیم ۲
دوش از طرف بام کسی پرتو مه تافت
از ظلمت شب رخت به مهتاب کشیدیم ۳
گر آهن بگداخته در بوتهٔ ما ریخت
گشتیم سراپا لب و چون آب کشیدیم ۴
هر چند خسک بود از او در ته پهلو
در بستر از او محنت سنجاب کشیدیم ۵
ای دیده به خوابی تو که با اینهمه تشویش
از غفلت این بخت گران خواب کشیدیم ۶
وحشی نپسندند به پیمانهٔ دشمن
آن زهر که ما از کف احباب کشیدیم ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۶ - برزن ای دل دامن کوشش که کاری کردهام
گوهر بعدی:غزل ۲۶۸ - سحر کجاست که فراش جلوهگاه توام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.