خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و توصیفی است که با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، احساسات عاشقانه و زیباییهای معشوق را به تصویر میکشد. شاعر از عناصری مانند شکر، گل، شمشاد، و آئینه برای توصیف معشوق استفاده کرده و احساسات خود را با زبانی شاعرانه بیان میکند.
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، زبان و سبک آن بیشتر مناسب افراد با دانش ادبی متوسط به بالا است.
شماره ۱۱۳ - پیشانی ناز او از موج نگه چین بست
پیشانی ناز او از موج نگه چین بست
مژگان ستم برخاست ابروی کمر کین بست ۱
چشم به عتاب آمد خونم به تغافل ریخت
شمشاد خرامانش در پای نگارین بست ۲
از داغ سراپایم انگشت نما گردید
زآئینه سیمایش ملک دلم آئین بست ۳
گلزار تماشا گشت هر جا که اقامت کرد
گلدسته رعنایی از رشته تمکین بست ۴
خوبان ز شکر خندش در شهد فرو رفتند
لبهای شکرریزان از خنده شیرین بست ۵
مانند گل آن سید از خار کند بستر
آسایش خود هر کس با جامه رنگین بست! ۶
مژگان ستم برخاست ابروی کمر کین بست ۱
چشم به عتاب آمد خونم به تغافل ریخت
شمشاد خرامانش در پای نگارین بست ۲
از داغ سراپایم انگشت نما گردید
زآئینه سیمایش ملک دلم آئین بست ۳
گلزار تماشا گشت هر جا که اقامت کرد
گلدسته رعنایی از رشته تمکین بست ۴
خوبان ز شکر خندش در شهد فرو رفتند
لبهای شکرریزان از خنده شیرین بست ۵
مانند گل آن سید از خار کند بستر
آسایش خود هر کس با جامه رنگین بست! ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۲ - بر گلویم تیغ خون افشان چو آب کوثر است
گوهر بعدی:شماره ۱۱۴ - دل مرا با داغ آن ناآشنا پیچیده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.