خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق و وصال سخن می‌گوید و تشنگی خود را به دیدار معشوق بیان می‌کند. او از ذوق رهایی از قفس و رسیدن به وصال می‌گوید و خود را در خدمت معشوق می‌داند. شاعر همچنین از خوش‌بختی و اقبال خود در برابر معشوق سخن می‌گوید و اسباب خوشدلی را در کنار او می‌یابد.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی احساسی بیشتری دارد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر چالش‌برانگیز باشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۶۲ - تو زمن پرس قدر روز وصال

تو زمن پرس قدر روز وصال
تشنه داند که چیست آب زلال ۱

ذوق آن جستن از قفس ناگاه
من شناسم نه مرغ فارغ بال ۲

می‌توان مرد بهر آن هجران
کش وصال تو باشد از دنبال ۳

این منم، این منم به خدمت تو
ای خوشم حال و ای خوشم احوال ۴

این تویی، این تویی برابر من
ای خوشم بخت و ای خوشم اقبال ۵

وحشی اسباب خوشدلی همه هست
ای دریغا دو جام مالامال ۶
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: غزل تعداد ابیات: ۶ ۱۱۷۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۶۱ - مده از خنده فریب و مزن از غمزه خدنگ
گوهر بعدی:غزل ۲۶۳ - کی تبسم دور از آن شیرین تکلم می‌کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.