خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن بیانگر احساسات عمیق و پیچیده‌ای است که شاعر نسبت به عشق و جدایی تجربه می‌کند. شاعر از بیگانگی و دوری از معشوق سخن می‌گوید و امیدوار است روزی این جدایی پایان یابد. او از ناکامی‌های عشق و تأثیرات آن بر روح و روان خود می‌گوید و در عین حال، به زیبایی و استغنای معشوق اشاره می‌کند. شاعر همچنین از رنج‌هایی که در راه عشق متحمل شده، سخن می‌گوید و احساس شرم و ناتوانی خود را بیان می‌کند.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۴۱ - روزی این بیگانگی بیرون کند از خوی خویش

روزی این بیگانگی بیرون کند از خوی خویش
آشنای ما شود مارا بخواند سوی خویش ۱

هم رسد روزی که در کار بد آموز افکند
این گره کامروز افکنده‌ست بر ابروی خویش ۲

لازم ناکامی عشق است استغنای حسن
نیست جای شکوه گر میراندم از کوی خویش ۳

چون پسندم باز فتراک تو ، زیر پا فکن
این سری کز بار او فرسوده‌ام زانوی خویش ۴

سود وحشی چهره بر خاک درش چندان که شد
هم خجل از راه او هم منفعل از روی خویش ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۴۰ - ترک ما کردی برو همصحبت اغیار باش
گوهر بعدی:غزل ۲۴۲ - کردیم نامزد به تو نابود و بود خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.