خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از غمها و رنجهای عاشقانه خود سخن میگوید. او از هجران، انتظار، و دلفگاری در عشق شکایت دارد و از عشق و وصال به عنوان آرزوی خود یاد میکند. همچنین، شاعر به زیباییهای معشوق و تأثیرات عشق بر زندگی خود اشاره میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند دلفگاری و رنج عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شمارهٔ ۵۶ - در غزل است
بنگر که چه روزگار دارم
کان چهره چون نگار دارم ۱
در دل غم و غم سگال سوزم
در بر می و می گسار دارم ۲
نشگفت که باغ وار خندم
تا وصل چو تو بهار دارم ۳
خورشید به صیدگاه مشرق
زان زلف خوشت شکار دارم ۴
ای عشق تو دم شمار عاشق
غمها ز تو بیشمار دارم ۵
منگر تو به باغ وصل امسال
کز هجر تو داغ پار دارم ۶
سوگند مخور به نیک عهدی
کز جور تو دل فگار دارم ۷
گر کوفه خوری به جای سوگند
حاشا گرت استوار دارم ۸
از بهر یکی سخن دو سه ماه
چون دیده برانتظار دارم؟ ۹
آغاز کنم حدیث گوئی
بسیار مگو که کار دارم ۱۰
ای جان قوامی به دل اندر
غمهات قیامه وار دارم ۱۱
کان چهره چون نگار دارم ۱
در دل غم و غم سگال سوزم
در بر می و می گسار دارم ۲
نشگفت که باغ وار خندم
تا وصل چو تو بهار دارم ۳
خورشید به صیدگاه مشرق
زان زلف خوشت شکار دارم ۴
ای عشق تو دم شمار عاشق
غمها ز تو بیشمار دارم ۵
منگر تو به باغ وصل امسال
کز هجر تو داغ پار دارم ۶
سوگند مخور به نیک عهدی
کز جور تو دل فگار دارم ۷
گر کوفه خوری به جای سوگند
حاشا گرت استوار دارم ۸
از بهر یکی سخن دو سه ماه
چون دیده برانتظار دارم؟ ۹
آغاز کنم حدیث گوئی
بسیار مگو که کار دارم ۱۰
ای جان قوامی به دل اندر
غمهات قیامه وار دارم ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۵۵ - در غزل است
گوهر بعدی:شمارهٔ ۵۷ - در غزل است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.