خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه و غنایی است که در آن شاعر از عشق، دل‌باختگی و رنج‌های عاطفی سخن می‌گوید. او از زیبایی معشوق، زلف‌های سیاه و چشمان نافذ او یاد می‌کند و درد فراق و ناکامی در عشق را بیان می‌نماید. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند روزگار، خورشید و طبیعت دارد.

متن شامل مفاهیم عاطفی پیچیده و استعاره‌های شعری است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عاشقانه و غم‌انگیز ممکن است برای نوجوانان جوان نامناسب باشد.

مشاهده کامل

شمارهٔ ۵۵ - در غزل است

زلف تو شب است و روی تو روز
وصل تو چو روزگار نوروز ۱

بر وصل تو «کس» نشد مظفر
بر دولت کس نگشت پیروز ۲

گشتست دلم چو کبک جانباز
زلفین تو همچو باز کین توز ۳

با زلف مگو که صید دل کن
سقا بچه را شنا می آموز ۴

کردی دل بنده تیرباران
زان چشم کمان کش جهانسوز ۵

تا چند زنی ز چشم آخر
بر جان برهنه تیر دل دوز ۶

ای مهر گسسته دوش و رفته
بنشین و بیا و کین میندوز ۷

تا چشم ستاره بار دوشین
خورشیدپرست باشد امروز ۸

مادر به خجسته روز زاد است
آن روی چو خورشید دل افروز ۹

گوئی که کدام روز بود است
آن روز که آفرین بدان روز ۱۰

دیر است که «تا» دل قوامی
از زلف تو ساختست جان بوز ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۵۴ - در غزل است
گوهر بعدی:شمارهٔ ۵۶ - در غزل است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.