خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از نرمخویی و بهانهجویی دل خود و معشوق سخن میگوید. او از فریبکاری و دورویی معشوق شکایت دارد و بیان میکند که معشوق مانند مرغ شکاری نیست که به دنبال صید دیگری برود، بلکه مانند عقابی است که به شکار کبوتر میآید. شاعر همچنین از رفتار غریب و تازهگویی معشوق انتقاد میکند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاطفی و انتقادی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربههای عاطفی بیشتری دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۲۳ - دل و طبع خویش را گو که شوند نرم خوتر
دل و طبع خویش را گو که شوند نرم خوتر
که دلم بهانه جو شد من از و بهانه جوتر ۱
گله گر کنم ز خویت به جز اینقدر نباشد
که شوند اگر تو خواهی قدری ازین نکوتر ۲
همه رنگ حیله بینم پس پردهٔ فریبت
برو ای دو رو که هستی ز گل دور و دوروتر ۳
تو نه مرغ این شکاری پی صید دیگری رو
که عقاب دیگر آمد به شکار این کبوتر ۴
نه خوش آمده است وحشی تو غریب خوش ادایی
همه طرز تازه گویی، ز تو کیست تازه گوتر ۵
که دلم بهانه جو شد من از و بهانه جوتر ۱
گله گر کنم ز خویت به جز اینقدر نباشد
که شوند اگر تو خواهی قدری ازین نکوتر ۲
همه رنگ حیله بینم پس پردهٔ فریبت
برو ای دو رو که هستی ز گل دور و دوروتر ۳
تو نه مرغ این شکاری پی صید دیگری رو
که عقاب دیگر آمد به شکار این کبوتر ۴
نه خوش آمده است وحشی تو غریب خوش ادایی
همه طرز تازه گویی، ز تو کیست تازه گوتر ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۲ - روم به جای دگر، دل دهم به یار دگر
گوهر بعدی:غزل ۲۲۴ - آخر ای مغرور گاهی زیر پای خود نگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.