خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از احساسات عمیق و عاشقانه سخن میگوید. شاعر از عشق و جنون ناشی از آن، دردها و رنجهای درونی، و زیبایی معشوق صحبت میکند. در این شعر، عناصری مانند آتش، خون، دود و اشک بهعنوان نمادهای احساسات شدید استفاده شدهاند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی ادبی دارد.
غزل ۲۱۰ - آه شراره بارم کان از درون برآمد
آه شراره بارم کان از درون برآمد
ابریست آتش افشان کز بحر خون برآمد ۱
میکرد دل تفأل از مصحف جمالش
از زلف او به فالش جیم جنون برآمد ۲
فانوس وار ما را از شمع دل فروزی
آتش ز سینه سر زد دود از درون برآمد ۳
از لالهٔ جگر خون احوال کوهکن پرس
کان داغدار با او در بیستون برآمد ۴
از چشم پر فن او در یک فریب دادن
از عقل و هوشمندی سد ذوفنون بر آمد ۵
بر رسم داد خواهان زد دست بر عنانش
آیا ز دست وحشی این کار چون برآمد ۶
ابریست آتش افشان کز بحر خون برآمد ۱
میکرد دل تفأل از مصحف جمالش
از زلف او به فالش جیم جنون برآمد ۲
فانوس وار ما را از شمع دل فروزی
آتش ز سینه سر زد دود از درون برآمد ۳
از لالهٔ جگر خون احوال کوهکن پرس
کان داغدار با او در بیستون برآمد ۴
از چشم پر فن او در یک فریب دادن
از عقل و هوشمندی سد ذوفنون بر آمد ۵
بر رسم داد خواهان زد دست بر عنانش
آیا ز دست وحشی این کار چون برآمد ۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۹ - جنونی داشتم زین پیش بازم آن جنون آمد
گوهر بعدی:غزل ۲۱۱ - کی اهل دل به کام خود از دوستان برند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.