خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و ارادت خود به شخصی خاص سخن میگوید، اما به دلیل مشکلات مالی (خالی بودن کیسه) تصمیم به ترک آن شخص میگیرد. او از درد فراق و اشکهایش میگوید و به خدمتگزاری در بادبیزن اشاره میکند. در نهایت، از شاه نژادی سخن میگوید که چرخ را به گردش درمیآورد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و غمانگیز است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۳ - ایشاه شه نژاد که چرخ مجدری
ایشاه شه نژاد که چرخ مجدری
در بزم برکف خدمت باد بیزن است ۱
حال مراکه دیدی و دانی که روز و شب
درآتش تبم چو حدوی تو مسکن است ۲
اینک قوافل از پی هم سوی ملک یزد
چون اشک من روانه به هر کوی و دامنست ۳
منهم پی مرافقت هریکی مدام
عزم رحیل کرده چوجانم که در تن است ۴
لیکن چو هست کیسه ام ازسیم و زرتهی
عزمم هنوز چون صله ات نامعین است ۵
در بزم برکف خدمت باد بیزن است ۱
حال مراکه دیدی و دانی که روز و شب
درآتش تبم چو حدوی تو مسکن است ۲
اینک قوافل از پی هم سوی ملک یزد
چون اشک من روانه به هر کوی و دامنست ۳
منهم پی مرافقت هریکی مدام
عزم رحیل کرده چوجانم که در تن است ۴
لیکن چو هست کیسه ام ازسیم و زرتهی
عزمم هنوز چون صله ات نامعین است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲ - این قلمدان که دروکلک شه نامور است
گوهر بعدی:شماره ۴ - دلم بر چهرهات تا مهر بسته است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.