خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق و جنون سخن میگوید. شاعر از احساسات شدید عاشقانه و تأثیر آن بر عقل و روان صحبت میکند. همچنین، از فرهاد و شیرین به عنوان نماد عشق و فداکاری یاد میشود. شاعر از تغییرات احساسی و عاطفی که عشق به همراه میآورد، سخن میگوید و از خودبیخویشی و تسلیم شدن در برابر عشق صحبت میکند.
این متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادها و اشارات ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.
غزل ۱۹۸ - شوقم گرفت و از در عقلم برون کشید
شوقم گرفت و از در عقلم برون کشید
یک روزه مهر بین که به عشق و جنون کشید ۱
آن آرزو که دوش نبودش اثر هنوز
بسیار زود بود به این عشق چون کشید ۲
فرهاد وضع مجلس شیرین نظاره کرد
برجست و رخت خود به سوی بیستون کشید ۳
خود را نهفته بود بر این آستانه عشق
بیرون دوید ناگه و ما را درون کشید ۴
آن نم که بود قطره شد و قطره جوی آب
وز آب جو گذشت به توفان جنون کشید ۵
زین می به جرعهٔ دگر از خود برون رویم
زین بادهای درد که از ما فزون کشید ۶
وحشی به خود نکرد چنین خوار خویش را
گر خواریی کشید ز بخت زبون کشید ۷
یک روزه مهر بین که به عشق و جنون کشید ۱
آن آرزو که دوش نبودش اثر هنوز
بسیار زود بود به این عشق چون کشید ۲
فرهاد وضع مجلس شیرین نظاره کرد
برجست و رخت خود به سوی بیستون کشید ۳
خود را نهفته بود بر این آستانه عشق
بیرون دوید ناگه و ما را درون کشید ۴
آن نم که بود قطره شد و قطره جوی آب
وز آب جو گذشت به توفان جنون کشید ۵
زین می به جرعهٔ دگر از خود برون رویم
زین بادهای درد که از ما فزون کشید ۶
وحشی به خود نکرد چنین خوار خویش را
گر خواریی کشید ز بخت زبون کشید ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۷ - که جان برد اگر آن مست سرگران بدرآید
گوهر بعدی:غزل ۱۹۹ - ز کار بستهٔ ما عقدهٔ حرمان که بگشاید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.