خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از تحمل سختیها، فریاد بلبل از شوق، خنده غنچه، و زلف معشوق که دل را میرباید، صحبت میکند. همچنین، شاعر از احساسات خود در برابر این عشق و رنجهایش میگوید.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
غزل ۱۹۲ - میکشم زان تند خو گر صد تغافل میکند
میکشم زان تند خو گر صد تغافل میکند
دیگری باشد کجا چندین تحمل میکند ۱
میکند فریاد بلبل از کمال شوق باد
غنچه گویا خندهای در کار بلبل میکند ۲
بر رخ چون زر سرشک همچو سیمم دید و گفت
این گدا را بین که اظهار تجمل میکند! ۳
زلف او دل برد و کاکل در پی جانست وای
کانچه با جانم نکرد آن زلف، کاکل میکند ۴
میکند بی نوگلی خونابهٔ دل در کنار
در چمن وحشی چنین دامن پر از گل میکند ۵
دیگری باشد کجا چندین تحمل میکند ۱
میکند فریاد بلبل از کمال شوق باد
غنچه گویا خندهای در کار بلبل میکند ۲
بر رخ چون زر سرشک همچو سیمم دید و گفت
این گدا را بین که اظهار تجمل میکند! ۳
زلف او دل برد و کاکل در پی جانست وای
کانچه با جانم نکرد آن زلف، کاکل میکند ۴
میکند بی نوگلی خونابهٔ دل در کنار
در چمن وحشی چنین دامن پر از گل میکند ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۱ - سرخیی کان ز نی تیر تو پیدا باشد
گوهر بعدی:غزل ۱۹۳ - هرگز به غرض عشق من آلوده نگردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.